X
تبلیغات
پارس هاب

اختلال اضطراب جدایی در کودکان و نوجوانان  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1389 در ساعت 11:09 ب.ظ

کودکان هنگام جدایی یا دوری از مادر احساس ناراحتی و اضطراب می کنند. این ترس و ناراحتی اضطراب جدایی خوانده می شود که در مرحله ای از کودکی طبیعی است و سپس از میان می رود. گذر از این مرحله رشد تا اندازه ای به خلق و خوی کودک و نیز مهارت های فرزندپروری والدین او بستگی دارد.

در حقیقت اضطراب جدایی به عنوان مرحله ای طبیعی از رشد نوزاد برای نخستین بار در هفت ماهگی رخ میدهد، در 10 تا 18 ماهگی به اوج خود میرسد و در سه سالگی از بین میرود.
اما بعضی از کودکان حتی در سنین بالاتر هم از جداشدن از والدین خود می ترسند. ترس این کودکان دیگر اضطراب جدایی طبیعی تلقی نمی شود بلکه اختلال اضطراب جدایی نام می گیرد. اضطراب جدایی به صورت یک اختلال با نگرانی بیش از اندازه درباره جدایی های موقت مشخص می شود.
4 تا 5 درصد کودکان از اختلال اضطراب جدایی رنج می برند. این کودکان به شدت نگرانند که هنگام دوری از والدین، خودشان یا والدین شان آسیب یا صدمهای ببینند و یا دیگر نتوانند یکدیگر را پیدا کنند. در هنگام جدایی یا پیش بینی جدایی احتمالی، این کودکان شدیداً نگران می شوند و حتی گاه علائم جسمانی پیدا می کنند و از شکم درد، سردرد یا حالت تهوع شکایت می کنند.
عوامل متعددی در بروز اختلال اضطراب جدایی نقش دارند. پژوهشگران از نقش عواملی مانند دلبستگی ناایمن کودک در سالهای اولیه، وجود اضطراب و افسردگی در والدین و نقش عوامل شناختی و بیولوژیک در پیدایش اختلال اضطراب جدایی سخن رانده اند.
روش های گوناگون روان درمانی مانند درمان شناختی- رفتاری، خانواده درمانی و رفتار درمانی در درمان اختلال اضطراب جدایی مؤثر شناخته شده اند. همچنین از داروهای مهارکننده اختصاصی بازجذب سروتونین، داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای و بنزودیازپین ها در کنترل نشانه های اختلال اضطراب جدایی استفاده می شود.برای نظری اجمالی به یافته های روان شناسی در مورد اختلال اضطراب جدایی به سطح دوم رجوع کنید.


اختلال اضطراب جدایی یکی از اختلالات شایع روانپزشکی در سنین کودکی و اوایل نوجوانی است. کودکان مبتلا به این اختلال از جدایی از افراد نزدیک خود (معمولاً والدین) به شدت می ترسند. کودکان مبتلا به اضطراب جدایی به شدت نگرانند زمانی که هنگام جدایی از والدین ، خود آنها یا والدین شان آسیب یا صدمه ای ببینند و هرگز نتوانند همدیگر را پیدا کنند. این کودکان در هنگام جدایی یا پیش بینی جدایی شدیداً نگران می شوند و از شکم درد، سردرد و حالت تهوع شکایت می کنند. این کودکان دائماً در تلاشند از موقعیت هایی که در آنها احتمال جدایی از والدین وجود دارد اجتناب کنند. محققان دریافته اند که اختلال اضطراب جدایی دارای چهار بعد اصلی است. این ابعاد عبارتند از:1) ترس از تنها ماندن، 2) ترس از ترک والدین،3) ترس از بیماری های جسمی و 4) ترس از رویدادهای ناگوار.
بعضی از کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی از تنها ماندن می ترسند. کودکان خردسال می ترسند که والدین شان آنها را در قسمت های خاصی از خانه تنها بگذارند و والدین را مانند سایه دنبال می کنند. در هنگام روز، کودک از تنها ماندن در یکی از اتاق ها یا در یکی از طبقات خانه می ترسد. در این مواقع اگرکودک با تکالیف مدرسه، نقاشی، بازی و تلویزیون سرگرم شود می تواند تنهایی را تحمل کند. اما گاهی اوقات سرگرمی ها و فعالیت های لذت بخش نیز کودک را آرام نمی¬کنند.
برخی دیگر از کودکان ازترک شدن توسط والدین خود میترسند. کودکانی که از ترک شدن می ترسند از موقعیت ها و مکان های خاصی اجتناب میکنند، مگر آن که مطمئن باشند یکی از والدین یا نزدیکان شان در کنار آنها خواهد بود. برای مثال این کودکان نمی توانند با سرویس مدرسه به مدرسه بروند، در اردوهای تفریحی و جشن های تولد شرکت کنند و یا خارج از خانه بخوابند.
ابعاد دیگر اضطراب جدایی (ترس از بیماری های جسمی و ترس از رویداد های ناگوار) به تداوم اضطراب و ناراحتی کودک منجر می شوند. شکایت های جسمی که معمولاً توسط کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی گزارش می شوند، عبارتند از: سردرد، دل درد، سرگیجه، خستگی، احساس بیمار بودن و احساس خفگی.
اختلال اضطراب جدایی شایع ترین اختلال اضطرابی در دوران کودکی است. در مطالعه ای که بر روی کودکان مراجعه کننده به درمانگاه اختلالات اضطرابی انجام گردید مشخص شد اختلال اضطراب جدایی شایع ترین اختلال در میان این کودکان است و 33% از آنها از این اختلال رنج می برند. مطالعات مختلف شیوع اختلال اضطراب جدایی را در کودکان و نوجوانان بین 3 تا 5 درصد برآورد کرده اند.
شواهد نشان می دهند که عوامل خانوادگی نقش مهمی در شکل گیری و تداوم اختلال اضطراب جدایی بازی می کند. مطالعات موردی نشان داده اند که در خانواده های کودکان مبتلا اختلال اضطراب جدایی، پدر و کودک به منظور کسب توجه و علاقه ی مادر با یکدیگر رقابت می کنند. زیرا مادر و کودک نمی توانند از فرایند دلبستگی و پیوستگی مربوط به دوران اولیه ی زندگی کودک دست بکشند. اغلب مادرانِ کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی می ترسند کودک شان را تنها به جایی بفرستند (مانند اردو یا زمین بازی) و این مادران به مادر خودشان نیز بسیار وابسته بوده اند.
مطالعات انجام شده درباره ارتباط نقش فرایند دلبستگی بین مادر و کودک و همچنین سبک¬های فرزند پروری والدین در ایجاد اختلال اضطراب جدایی حاکی از آن است که کودکانی که از سبک دلبستگی آشفته برخوردارند (یعنی کودکانی که دچار یک فقدان و یا حادثه ی آسیب زا شده اند و یا نسبت به مادر خود احساس دوگانه ای دارند)، به اختلال اضطراب جدایی مبتلا می شوند.
تحقیقات نشان داده اند که در خانواده های کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی افسردگی و اضطراب شیوع بیشتری دارد. 68% مادران کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی از اختلالات اضطرابی، 53% از اختلال افسردگی اساسی و 47% از اختلالات روانی دیگر رنج می برند.
ارزیابی جامع اضطراب کودکان به استفاده از روش های ارزیابی چندگانه در موقعیت های مختلف ( مانند مدرسه و منزل) و منابع اطلاعاتی متفاوت (مانند والدین، کودک و معلمان) نیاز دارد. در ارزیابیِ کودکان درمانگر باید اطلاعات حاصل از مصاحبه های تشخیصی، مقیاس های خودگزارشی کودکان، مشاهده ی رفتاری، مقیاس های خود گزارشی والدین و معلمان و نتایج حاصل از ارزیابی های پزشکی را با همدیگر ادغام کند.
( برای اطلاعات بیشتر در مورد فرایند ارزیابی و تشخیص اختلال اضطراب جدایی به سطح سوم مقاله رجوع کنید.)
رویکرد شناختی- رفتاری درمان انتخابی برای اختلال اضطراب جدایی است. در این رویکرد چند مهارت اساسی درباره ی شناخت احساسات اضطرابی مربوط به جدایی و احساسات جسمانی مربوط به اضطراب به کودک آموزش داده می شود. درمانگر به کودک آموزش می دهد افکار خود را در هنگام مواجهه با موقعیت های اضطراب انگیز شناسایی کند و به شیوه ی مناسبی با این موقعیت ها مقابله نماید.
در شرایطی که رویکردهای روان درمانی مؤثر نیستند و یا نشانه های کودک چنان شدید است که نمی تواند در جلسات روان درمانی شرکت کند، دارو درمانی گزینه ی مناسبی است. اما تاکنون سازمان غذا و داروی آمریکا هیچ دارویی را برای درمان اختصاصی اختلال اضطراب جدایی معرفی نکرده است. داروهای مهارکننده ی اختصاصی بازجذب سرتونین (مانند فلوواکسامین) در درمان اختلال اضطراب جدایی مؤثر شناخته شده اند.
هنگامی که داروهای مهارکننده ی اختصاصی بازجذب سرتونین مؤثر نیستند و یا بیمار نمی تواند عوارض جانبی دارو را تحمل کند، می توان از داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای و بنزودیازپین ها استفاده کرد.  

 

مرتضی

*این وبلاگ صرفا بمنظور ترویج اطلاعات مفید با هدف کمک به خوانندگان فعالیت میکند*